صنعت خودرو کشور امروز بیش از هر زمان دیگری در نقطهای ایستاده که باید میان «تداوم با وضعیت موجود» و «حرکت بهسوی ارتقای کیفی و فناورانه» تصمیم بگیرد. سالها است درباره کیفیت، ساخت داخل، توسعه فناوری و دانشبنیان شدن سخن گفته میشود، اما پرسش اساسی این است که این مفاهیم در داخل کارخانه، در خط تولید و در زنجیره قطعهسازی چگونه ترجمه میشوند؟ کیفیت خودرو نه در شعار، بلکه در جزئیترین فرآیندهای مهندسی ساخت، در دقت ماشینکاری، در انتخاب مواداولیه، در کالیبراسیون تجهیزات اندازهگیری و در مهارت نیروی انسانی شکل میگیرد.
در چنین شرایطی، نقش مهندسی ساخت و تولید و همچنین قطعهسازان بهعنوان ستون فقرات صنعتخودرو بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. اگر قطعه با دقت، فناوری و استاندارد مناسب تولید نشود، حتی پیشرفتهترین طراحیها نیز در محصول نهایی به نتیجه مطلوب نمیرسد. از همین رو برای بررسی ارتباط صنعت خودرو با دانشگاه و تاثیر این تعامل در رشد کیفیت خودروها با «یعقوب دادگر اصل»، دبیر انجمن مهندسی ساخت و تولید ایران به گفتوگو پرداختیم؛
به نظر شما در حال حاضر مهمترین مساله صنعتخودرو و قطعهسازی کشور از منظر مهندسی ساخت و تولید چیست؟
مساله اصلی ما در صنعتخودرو «کیفیت پایدار مبتنی بر فناوری روز» است. کیفیت صرفا یک شعار یا یک برچسب نیست؛ کیفیت یک زنجیره است. از مواداولیه شروع میشود، از طراحی فرآیند عبور میکند، به انتخاب تجهیزات میرسد، در مهارت نیروی انسانی تبلور پیدا میکند و درنهایت در تستها و استانداردها خودش را نشان میدهد. در صنعتخودرو، کیفیت یعنی قطعهای که بتواند استانداردهای سختگیرانه بینالمللی را پاس کند؛ یعنی دامنه تغییرات و تلرانسها دقیق باشد، تستهای خستگی و دوام را با موفقیت طی کند، رفتار آن در شرایط محیطی مختلف قابل پیشبینی باشد و در طول زمان افت عملکرد نداشته باشد. این موضوع مستقیما به مهندسی ساخت برمیگردد. ما اگر بهترین طراحی را هم داشته باشیم، اما در مرحله ساخت، دقت تجهیزات پایین باشد یا ماشینآلات مستهلک شده باشند، خروجی نهایی قابل رقابت نخواهد بود. بهبیان دیگر، کیفیت در خط تولید متولد میشود، نه در بروشورهای تبلیغاتی.
شما به موضوع مواداولیه اشاره کردید؛ سهم صنایع مادر در کیفیت نهایی خودرو و قطعات را چگونه ارزیابی میکنید؟
کیفیت خودرو یک مساله تکبعدی نیست. ما در خودروسازی وابسته به صنایع مادر هستیم؛ از فولاد و آلومینیوم گرفته تا پلیمرها و مواد پیشرفته. اگر ورق فولادی که بهدست قطعهساز میرسد، از نظر ترکیب شیمیایی یا خواص مکانیکی در سطح مطلوب نباشد، قطعهساز هرچقدر هم دقیق کار کند، محصول نهایی بهسطح استاندارد نمیرسد. در ساخت خودرو، کیفیت متریال نقش بنیادین دارد. وقتی درباره داخلیسازی صحبت میکنیم، نباید فقط به مونتاژ یا ساخت قطعه فکر کنیم؛ باید زنجیره مواداولیه را نیز همزمان ارتقا دهیم. اگر کیفیت ورق یا آلیاژ پایینتر از سطح مورد نیاز باشد، حتی اگر فرآیند تولید دقیق باشد، در تستهای نهایی دچار مشکل خواهیم شد. بنابراین ارتقای کیفیت خودرو نیازمند نگاه سیستمی است. نمیتوان از قطعهساز انتظار معجزه داشت، درحالی که مواداولیه با نوسان کیفی در اختیار او قرار میگیرد.
یکی از موضوعاتی که پیشتر به آن اشاره کردید، فرسودگی تجهیزات صنعتی است. این مساله چه تاثیری بر کیفیت و رقابتپذیری صنعت خودرو دارد؟
فرسودگی تجهیزات یکی از چالشهای جدی صنایع کشور است. کیفیت در مهندسی ساخت به دو رکن اساسی وابسته است: نیروی انسانی متخصص و تجهیزات دقیق. شما ممکن است بهترین مهندس را در اختیار داشته باشید، اما اگر ماشینابزار شما متعلق به دهههای گذشته باشد و امکان دستیابی به دقتهای میکرونی یا کنترل دیجیتال پیشرفته را نداشته باشد، نتیجه کار محدود خواهد بود. ماشینآلات هر کدام یک رنج دقت دارند. از یک سطحی به بعد، دیگر امکان کالیبراسیون دقیق یا بازرسی پیشرفته وجود ندارد. وقتی تجهیزات بهپایان عمر مفید خود نزدیک میشوند، حتی با نگهداری مناسب هم نمیتوان از آنها انتظار عملکرد نسل جدید را داشت. در بسیاری از صنایع ما، بهویژه در قطعهسازی، بخشی از ماشینآلات نیازمند نوسازی جدی هستند. این مساله صرفا یک موضوع فنی نیست؛ مستقیما با بهرهوری، هزینه تمامشده و کیفیت محصول مرتبط است. بدون سرمایهگذاری در نوسازی تجهیزات، نمیتوان انتظار جهش کیفی داشت.
آیا نوسازی ماشینآلات بیشتر به سیاستگزاری و حمایت دولتی وابسته است یا به تصمیم خود بنگاهها؟
واقعیت این است که هر دو عامل نقش دارند. بنگاهها باید بهاهمیت سرمایهگذاری در تجهیزات واقف باشند؛ اما در شرایطی که محدودیتهای مالی، نرخ بالای تامین سرمایه و همچنین محدودیتهای بینالمللی وجود دارد، نقش سیاستگزار پررنگ میشود. تحریمها عملا دسترسی بهبرخی تجهیزات پیشرفته را دشوار کردهاند. حتی اگر اراده برای واردات تجهیزات وجود داشته باشد، موانع متعددی در مسیر تامین آنها ایجاد میشود. از سوی دیگر، هزینه تامین ماشینآلات پیشرفته بسیار بالاست و بدون ابزارهای حمایتی، بسیاری از بنگاهها توان نوسازی سریع را ندارند. با این حال، معتقدم باید نوسازی تجهیزات در صنعت خودرو و قطعهسازی بهعنوان یک اولویت ملی دیده شود. اگر کیفیت برای ما اهمیت دارد، باید زیرساخت آن را فراهم کنیم.
وضعیت قطعهسازان به عنوان رکن اصلی صنعتخودرو را نسبت به گذشته چگونه ارزیابی میکنید؟
با توجه به تجربه فعالیت همزمان در دانشگاه و صنعت معتقدم قطعهسازان ما در سالهای اخیر عملکرد قابل قبولی داشتهاند. هم از نظر افزایش عمق ساخت داخل و هم از نظر توسعه برخی محصولات، پیشرفتهایی حاصل شده است. در شرایطی که محدودیتهای خارجی وجود داشته، بسیاری از قطعهسازان توانستهاند با تکیه بر دانش فنی داخلی، نیاز خودروسازان را تامین کنند. این مساله نشان میدهد ظرفیت مهندسی و فنی در کشور وجود دارد. با این حال، اگر حمایتهای هدفمند، تسهیل تامین مالی و نوسازی تجهیزات با سرعت بیشتری انجام شود، این بخش میتواند نقش پررنگتری در ارتقای کیفیت ایفا کند. قطعهسازان خط مقدم کیفیت هستند؛ هر ارتقایی در این بخش مستقیما در خودرو نهایی دیده میشود.
یکی از موضوعاتی که در صنایع خودروسازی بارها از آن صحبت میشود اما در مرحله اجرا کمتر به آن توجه میشود، ارتباط صنعت خودرو با دانشگاه است؛ درحال حاضر وضعیت تعامل صنایع خودروسازی با دانشگاهها چگونه است؟
صادقانه بگویم، هنوز فاصلهای میان صنعت و دانشگاه وجود دارد. دانشگاههای ما از نظر دسترسی به منابع علمی، پایگاههای داده پژوهشی و دانش روز دنیا وضعیت مناسبی دارند. اعضای هیات علمی و پژوهشگران میتوانند به جدیدترین مقالات و فناوریها دسترسی داشته باشند. در مقابل، بسیاری از بنگاههای صنعتی چنین دسترسی گستردهای ندارند یا هزینه آن برایشان بالاست. اینجا دقیقا نقطهای است که باید پیوند واقعی شکل بگیرد. صنعت میتواند مسائل واقعی خود را به دانشگاه منتقل کند و دانشگاه نیز راهحلهای علمی و فناورانه ارائه دهد. باید این نگاه تقویت شود که دانشگاه صرفا محل آموزش نظری نیست. بسیاری از اساتید دانشگاه تجربه صنعتی دارند و میتوانند در پروژههای کاربردی نقشآفرین باشند. هرجا علم و عمل در کنار هم قرار گرفتهاند، نتایج بهتری حاصل شده است.
برخی فعالان صنعتی معتقدند دانشگاهها با نیازهای واقعی صنعت فاصله دارند. پاسخ شما چیست؟
بخشی از این برداشت ناشی از تجربههای گذشته است. ممکن است در برخی موارد پروژههای دانشگاهی با نیاز صنعت همخوانی نداشته باشد، اما این مساله قابل اصلاح است. اگر تعریف پروژهها با مشارکت واقعی صنعت انجام شود، اگر مساله از دل خط تولید استخراج شود و دانشگاه در چارچوب یک همکاری مستمر وارد عمل شود، خروجی متفاوت خواهد بود. بهنظر من باید این ذهنیت که «دانشگاه صرفا تئوریک است» شکسته شود. همانطور که صنعت نیازمند تحول است، دانشگاه نیز باید رویکرد مسالهمحور خود را تقویت کند. این تعامل دوطرفه است.
برای ارتقای کیفیت در صنعت خودرو چه نسخهای پیشنهاد میکنید؟
نسخه ارتقای کیفیت چندبُعدی است. نخست، نوسازی و بهروزرسانی تجهیزات تولید و بازرسی. دوم، ارتقای مستمر مهارت نیروی انسانی و آموزشهای تخصصی. سوم، بهبود کیفیت مواداولیه و هماهنگی با صنایع مادر. چهارم، تقویت ارتباط ساختاریافته صنعت و دانشگاه برای حل مسائل فناورانه. اگر این چهار محور همزمان پیش برود، کیفیت بهصورت پایدار ارتقا پیدا میکند. کیفیت پروژهای یا مقطعی نیست؛ یک فرهنگ سازمانی و یک نظام مهندسی است که باید در کل زنجیره نهادینه شود.
آینده صنعت خودرو را با توجه به این الزامات چگونه میبینید؟
من آینده را مشروط میبینم؛ ظرفیت انسانی و علمی در کشور وجود دارد؛ قطعهسازان ما تجربه ارزشمندی کسب کردهاند و مهندسان ما توانمند هستند؛ اما اگر سرمایهگذاری در زیرساختهای تولید و فناوری با سرعت لازم انجام نشود، فاصله با استانداردهای جهانی افزایش خواهد یافت. در مقابل، اگر نوسازی تجهیزات، حمایت هدفمند از قطعهسازان و تعامل واقعی با دانشگاهها در اولویت قرار گیرد، میتوان به ارتقای کیفیت و رقابتپذیری امیدوار بود. صنعتخودرو یک صنعت پیشران است و تحول در آن میتواند به سایر بخشهای صنعتی نیز سرایت کند. اما این تحول نیازمند تصمیمهای شجاعانه، نگاه بلندمدت و باور بهتوان مهندسی داخلی است.
